نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب صوتی ماهی در آب نوشتهی ماریو بارگاس یوسا دو روایت جذاب و شنیدنی از زندگی نویسنده را به قلم خود او بیان میکند. این دو ماجرا، مجزا و مستقل از یکدیگر هستند. اما هنرمندی یوسا در شرح وقایع و اتفاقاتی که از سر گذرانده، باعث شده تا گیرایی داستان حفظ شود و خواننده تا آخرین لحظه همراه با آن بماند.
نویسنده در بخش اول کتاب خود، خاطرات دوران کودکی و نوجوانیاش را بیان میکند. دوران ناآرام و پرفرازونشیبی که با جدایی والدین او گره خورده و همیشه با سایهای از تحقیر و ترحم دیگران همراه بوده است. در بخش دوم کتاب، ماجراهای شکستش در انتخابات ریاست جمهوری را روایت میکند و این ماجرا را با قلمی شیوا و پرجاذبه مینویسد.
این کتاب در یازده فصل نوشته شده که شنیدن آن، شما را از هیاهوی دنیای اطرافتان جدا میکند و به دل یک ماجرای حقیقی شنیدنی و تأملبرانگیز میبرد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان هولناک طلوع هورد با سارگراس آغاز میشود، یکی از تایتانهای قدرتمند جهان وارکرفت و خالق لژیون سوزان که سرزمینهای بسیاری را با دیوانگیاش به آتش کشید. کتاب صوتی وارکرفت: طلوع هورد از کریستی گلدن با دیدار او و سه رهبر نژاد اِرِدار آغاز میشود. وِلِن، کیل جیدن و آرکیماند در کنار هم بر سیارهی آرگوس حکمرانی میکردند و مردمشان از قدرتی وصفناپذیر برخوردار بودند. درواقع همین تواناییهای عظیم نژاد آنها بود که تایتانِ طمعکار را به آنجا کشاند چون باور داشت با کمک اِرِدارها میتواند سرانجام بر آزروث غلبه کند.
سارگراس به حاکمان آرگوس قدرت، خرد و بزرگی را پیشنهاد داد و در مقابل از آنها خواست به لژیون سوزان ملحق شوند. آرکیماند و کیل جیدن مفتون تصویری شدند که او از آینده برایشان مجسم کرده بود اما وِلِن در مکاشفهای به دروغ تایتان پی برد. این رهبر محتاط نمیتوانست نیت نیک سارگراس را باور کند و رویای خود را با دوستان قدیمیاش درمیان گذاشت، که البته بیفایده بود. در نهایت وِلِن با کمک نیرویی بیگانه اما خیرخواه موفق شد با همراهی تعدادی از اِرِدار پاکسرشت از آرگوس فرار کند. رفتن او درد و خشم آتشینی را در وجود کیل جیدن برپا کرد و رهبر جسور با یاری گرفتن از سارگراس، راهی سفری طولانی برای تعقیب دوست قدیمیاش شد... . ”