نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب دومین بهار: داستانهای دهه 80 و 90 میلادی به قلم الیستر مک لاود، که موفق به دریافت جایزهی ادبی پن مالامود شده، شامل هفت داستان کوتاه تکان دهندهی بومی و جهانی است.
الیستر مک لاود در داستان دومین بهار (Island: the complete stories) زندگی پسری را به تصویر میکشد که همه فکرش ایجاد کلوپ گوسالههاست. البته به نظر خود او این ایدهاش آنچنان هم خلاقانه و بکر نیست زیرا او در مزرعه زندگی میکند و اطرافش همیشه پر از حیوان است. با این وجود پسر در این داستان امور دامها و موقعیت زمانی بعضی از آنها را مدام در ذهن بررسی میکند.
مجله تایم در ستایش این اثر و نویسندهاش گفته است: "این داستانهای شخصی و جست و جوگرانه، با لحن مرثیهوار و خیس از ضربآهنگِ آبهای کانادا، گویای تلاشهای ادبیِ اگر نه عظیم اما عمیقِ نویسندهشاناند." ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان بینایی از یک روز باران در یک حوزه اخذ رای در پایتختی بی نام آغاز می شود. از شدت باران کسی بیرون نیامده و در حوزه پرنده پر نمی زند. بعدازظهر است و هنوز هیچ کس برای دادن رای به حوزه نیامده است. مسئولین حوزه با نگرانی به افراد خانواده و بستگان شان تلفن می زنند و از آنها می خواهند تنور انتخابات را گرم کنند، گویا کسی قصد رای دادن ندارد اما ساعت چهار به ناگاه حوزه اخذ رای شلوغ می شود. مردم مصمم و شتابان، می آیند و رای خود را به صندوق می ریزند. فردای آن روز شمارش آرا آغاز می گردد. نتیجه باورنکردنی نیست. بیشتر مردم رای سفید به داخل صندوق ریخته اند و احزاب تنها مقدار کمی از آرا را از آن خود کرده اند. هفتاد درصد آرا سفید است مردم با رای سفید شورش کرده اند. آیا این رای سفید با کوری ارتباطی دارد؟ ”