نگاهی اجمالی به کتاب“ اخبار همه جا است. ما نمی توانیم این مطالب را مرتبا بررسی کنیم ، اما این مسئله چه چیزی را به ذهنمان می رساند؟ به ما هرگز آموخته نمی شود که چگونه از تورنت خبری که هر روز با آن روبرو می شویم ، استفاده کنیم ، آلن دوباتن نوسینده کتاب اخبار می گوید که این تأثیر زیادی بر حس ما دارد که چگونه زندگی خودمان را رهبری کنیم. آلن دوباتن در کتاب خیره کننده خود ، که بیست و پنج خبر باستانی را شامل می شود از جمله سقوط هواپیما ، قتل ، مصاحبه مشهور و رسوایی سیاسی آنها را به تجزیه و تحلیل های غیرمعمول شدید با هدف کمک به ما در هدایت اخباری که روزانه منتشر می شود بیان کرده است. او سوالاتی را مطرح می کند که چرا داستان های فاجعه بار غالبا اینقدر پرطرفدار می شوند؟ چه چیزی زندگی عاشقانه افراد مشهور را بسیار جالب می کند؟ چرا ما از تماشای بی اعتنایی سیاستمداران لذت می بریم؟ چرا اغتشاشات در سرزمین های دور دست اغلب خسته کننده است؟ و...
او این مسائل را مطرح می کند تا پاسخی به این سوالات بیابد که «ما از خبر چه می خواهیم؟» و «خبر چه سودی به حال ما دارد؟» بعد از خواندن این کتاب، به هیچ وجه نگاه ما به اخبار هنرمندان، رسوایی های سیاسی، اخبار پیچیده ی اقتصادی، شرایط جوی و تصادفات نگاه سابق نخواهد بود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ نویسنده با لحنی موجز و صمیمی به مسائل هستیشناسانه پرداخته و با نگاهی ساده به روایت مسائل پیچیدهای رفته که حرف زدن راجع به آن خود الفبای خاصی را میطلبد.
جهانی که نویسنده ترسیم کرده دچار چنان سکوتی است که در تمام نقاط داستان مشهود و قابل لمس است.
البته این سکوت تا انتهای داستان حاکم است یعنی تا آنجا که شخصیت داستان به امریکا سفر میکند. بعد از رفتن او به نیویورک فضای داستان رنگ و بوی دیگری گرفته و به گونهای شلوغ و بیبند و بار به چشم میآید.
خلوت بودن فضای داستان بیش از هر چیز بر تنهایی قهرمان داستان تاکید دارد.
مهمترین شاخصه «ابر ابله» تنهایی آن است. تا آنجا که به نظر میرسد در جهانی که پیش رویمان قرار دارد او تنها جنبنده آن است.
اما «ابر ابله» برای فرار از تنهایی و انزوایش به اشیا پناه میبرد و خود را با آنها میشناسد.
روایت داستان اول شخص است و قصه اصلی روی مرز باریکی بین شرح حال و داستان حرکت میکند.
«ابر ابله» ما را به یاد دو شخصیت مهم در تاریخ رمان میاندازد که هر کدام به شکلی دردناک استعارهای از انسان قرن بیستم بودند. ”