نگاهی اجمالی به کتاب“ "چارلی" و "ماو" زن و شوهر جوانی هستند که در پی استخدام چارلی در کارخانهای به عنوان کارگر ساده، در شهری دیگر ساکن شدهاند. این زوج جوان به شخصی به نام مونی معرفی شدهاند که صاحب مجموعه از کاروانهاست و یکی از کاروان هایش را به عنوان محل سکونت در اختیار چارلی و ماو میگذارد. این کاروان در محلی پرت قرار دارد و از امکانات رفاهی چندانی برخوردار نیست اما چارلی امید دارد که به زودی وضعیت بهتری پیدا کنند. اوضاع به میل چارلی پیش نمیرود و این زوج جوان با مشکلاتی پیچیده و نامنتظر روبرو میشوند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ این داستان که با لحنی شیرین از زبان پیرمردی هفتاد ساله روایت میشود نامهای است که او به زنی که در دوران جوانی میشناخته و از آن زمان تابه حال او را ندیده نوشتهاست. پیرمرد به بهانهی عذرخواهی بابت آن حرف نابه جا و در خلال نامه از حال و روز خودش و وضعیت زندگیاش صحبت میکند. ”