نگاهی اجمالی به کتاب“ با تمام عضلات بدنم که باهم متحدانه میخواهند از حال بروم، مقابله میکنم. همهی عضلاتم انگار باهم از من میخواهند به مدرسه نروم. میخواهند بهجای دیگری بروم و تا فردا پنهان شوم؛ ولی اهمیتی نداشت، هر وقت به مدرسه برمیگشتم، مجبور بودم با آن آدمهای داخل نوارها روبهرو شوم. به ورودی پارکینگ نزدیک میشوم. جایی که تختهسنگ بزرگ و حکاکی شدهای با پیچکی که به دور پایهی آن پیچیده شده قرار دارد. روی آن نوشته یادبودِ سال 1993. در طول این سه سال، بارها از جلوی این تختهسنگ عبور کردهام؛ اما هیچوقت پارکینگ را به این شلوغی ندیده بودم. حتی یکبار، چون هیچوقت اینقدر دیر به مدرسه نمیآمدم. تا امروز. به دو دلیل. یک: بیرون دفتر پُست منتظر ایستاده بودم. منتظر بودم باز کند تا جعبه کفشی پر از نوار کاست را پُست کنم. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب صوتی پزشک دهکده مجموعهای از داستانهای کوتاه فرانتس کافکاست که هرکدام، سیر و سرانجام منحصربهفرد خود را دارند، ولی شاید بتوان با اطمینان این را گفت که همگی در لحن دراماتیک و کشمکشهای هنرمندانه با هم مشترکند. آن دیدگاه عبوس و ناامیدی که مختص به آثار کافکاست نیز در این قصهها دیده میشود تا شنونده را هرچه بیشتر، به این «میدان جنگ» مشتاق کند. کافکا با هوشمندی مثالزدنی جملهها را در هم تنیده و گاه تیرگی واقعیت را به سخره گرفته تا از پس آن، روایتی بهظاهر معمولی را به تصویر بکشد. ”