نگاهی اجمالی به کتاب“ رونالد.تی پاتر افرون در کتاب صوتی اینقدر عصبانی نباش روشهای کارآمدی را در اختیار شما میگذارد که با استفاده از آنها میتوانید خشم خود را در هر شرایطی مهار و از بروز آسیبهای جبرانناپذیر جلوگیری کنید.
همهی ما بیتردید در زندگی احساس خشم را تجربه کردهایم. بسیاری از ما بهسبب شرایط موجود همواره و در بسیاری از لحظات زندگی دچار خشمی هستیم که گویی زیر پوستمان جریان دارد. برخیهایمان در موقعیتهای مختلف خشم لحظهای را تجربه کردهایم. عصبانیت و خلق و خوی انفجاری در هر سطح و اندازهای میتواند تبعات جبرانناپذیر بسیاری به همراه داشته باشد. تبعاتی که ممکن است به قیمت از دست دادن شغل، دوستان و عزیزانمان یا شاید حتی آزادی تمام شود. پس بهتر است پیش از قرار گرفتن در شرایطی که ممکن است مجبور به پرداخت هزینهی گزاف شویم، برای خشم خود دنبال چاره و راهکار مناسبی بگردیم. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کلاریسا پینکولا استس در کتاب صوتی زنانی که با گرگها میدوند اسطورهها، افسانهها و داستانهای غنی فرهنگها و قبایل گوناگون را بازگو میکند تا زن امروزی از خلال شنیدن آنها ارتباط خود با نیای فراموششدهاش را احیا کند. اما این نیای فراموششده کیست؟ چرا فراموش شده است و چرا باید زن امروزی آن را دوباره مبعوث کند و رشتههای خود را با او از نو رج بزند؟
داستانهای اسطورهای و افسانههای نیاکان ما از دل انسانیترین غرایز بشر پدیدار شدند. زن در این افسانههای بدوی، چنانکه نمود آن را در الههها و شخصیتهای اسطورهای میبینیم، سرشتی مبتنی بر غریزه داشت و در هارمونی و نسبتی تنگاتنگ با طبیعت وحشی پیرامون خود قرار داشت. تصویر درخشانی که عنوان کتاب ترسیم میکند نیز اشاره به همین موضوع دارند. زنی که در میان گلهای از گرگها در پهنهی دشت میدود. با تنی عریان، گیسوانی رها و سرشتی سرکش و وحشی. درست مانند گرگها. در روزگاری که هنوز خبری از تمدن نیست. خدایان و ایزدبانوان بهجای شهریاران حکومت میکنند و انسان در ساحت اسطوره میزیَد، و نه ساحت اندیشه. ”