آناهیتا تدین

از این نویسنده بشنوید:
برگردان:
  • کتاب صوتی - سقوط - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

آنسان که انسان می‌اندیشدنویسنده: جیمز آلنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب آنسان که انسان می‌اندیشد شناخته شده‌ترین اثر جیمز آلن، به شما می‌آموزد که از طریق اندیشه‌ای که اختیار می‌کنید و به آن پر و بال می‌دهید، شخصیت و زندگی خود را می‌سازید. این سخن که، «انسان همان نیتی است که در دل دارد»، نه‌ تنها تمام ابعاد وجود انسان را دربرمی‌گیرد، بلکه چنان جامع است که کلیه‌ی شرایط و اوضاع و احوال زندگی او را شامل می‌شود. همان‌سان که تا بذری نباشد گیاهی هم نخواهد رُست، هر عمل انسان هم از بذرهای نهانی اندیشه‌اش جوانه می‌زند و تا اندیشه‌ای در کار نباشد عملکردی هم نخواهد بود. این مطلب، همان‌قدر درباره‌ی اعمال «خودجوش» و «ناخودآگاه» صدق می‌کند که در مورد اعمال عمدی صادق است. عمل از اندیشه شکوفا می‌شود و خوشی و رنج میوه‌های آن هستند؛ از این‌ رو، انسان میوه‌های تلخ و شیرین درختانی را می‌چیند که آن‌ها را به دست خود کاشته است. در کتاب آنسان که انسان می‌اندیشد (As a Man Thinketh) می‌خوانید که شما حاصل اندیشه‌ای هستید که در سر دارید. اگر اندیشه‌ی انسان اهریمنی باشد، پیامد آن درد و رنج خواهد بود، درست همان‌گونه که ارابه از پسِ گاو می‌آید. و اگر اندیشه‌ی انسان پاک و ناب باشد، سعادت و خوشی همچون سایه‌ در پی‌اش روان خواهد شد؛ به‌ یقین، جز این نخواهد بود. ”

دال دوست داشتننویسنده: حسین وحدانیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ حسین وحدانی در پی علاقه و پیگیری مخاطبان تصمیم گرفت این نوشته‌ها را در قالب کتاب منتشر کند تا افراد بیشتری بتوانند به این سبک از روایت‌های عاشقانه دسترسی داشته باشند. حسین وحدانی در این رابطه می‌گوید: «دیدم که انگار آدم‌هایی هستند که با خواندن این کلمات، حال بهتری پیدا می‌کنند. این را خودشان گفتند؛ در نامه‌ها و پیغام‌های‌شان. و گفتند که لحظه‌هایی بر آن‌ها گذاشته است که این کلمات به کمک‌شان آمده‌اند. و برایم نوشتند که گاهی با خواندن این کلمات، راحت‌تر نفس کشیده‌اند، راحت‌تر لبخند زده‌اند، راحت‌تر اشک ریخته‌اند، راحت‌تر خوابیده‌اند، راحت‌تر دوست داشته‌اند و راحت‌تر دوست داشته‌شده‌اند. و دیدم که زحمت بازنوشتن و آماده کردن یک کتاب، در برابر این همه، هیچ است.» در بخشی از کتاب دال دوست داشتن می‌خوانیم وقتی از بخشش حرف می‌زنیم، از چی حرف می‌زنیم؟ آیا هر جور بخشیدنی فضیلت است؟ آیا هر خطایی را می‌شود بخشید؟ من جعبه‌ای از میوه‌های تازه و سالم را در نظر می‌گیرم که ناگهان درمی‌یابیم یکی‌شان فاسد شده و گندیده است. شاید دورش بیندازیم، شاید هم نگهش داریم و شاید حتی بخوریمش. این انتخاب ماست؛ از سر اجبار یا اختیار. اما آیا می‌توانیم فاسد بودنش را انکار کنیم؟ آیا می‌شود بگوییم «این جعبه‌ میوه‌ی فاسدی ندارد» و خیال کنیم از مفهوم میوه‌ی سالم قلب ماهیت نکرده‌ایم؟ به یک اتومبیل فکر کنیم، وقتی ملتفت می‌شویم موتور آن به کل خراب است. می‌توانیم موتور را عوض نکنیم و منتظر باشیم یک روز در راه از کار بیفتد. یا می‌توانیم عوضش کنیم و با این کار هویت اتومبیل را به کلی تغییر دهیم: این اتومبیل دیگری هست. اما نمی‌توانیم خرابی موتور را نادیده بگیریم و بر او «ببخشیم». این جا مفهوم بخشش بی‌معناست. فقط یک شعار بزک کرده و خوش آب و رنگ و البته فاقد ارزش است، چون این جا «بخشیدن، ماهیت آن چه را می‌خواهیم ببخشیم، تغییر می‌دهد». بله، بخشش فضیلت است و نشان از بزرگواری و مهربانی دارد؛ انگار. اما گاهی بخشیدن محبوب، امضای حکم پایان اوست. تبدیل کردن اوست به موجودی که بود و نبودش فرقی ندارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools